پرهام مامان
چه زود گذشت ... انگار همین دیروز بود که من صدف تو بودم و تو مروارید دل من؛ انگار همین دیروز بود در شوق دیدارت پر میکشیدیم؛ انگار همین دیروز بود در آغوشم قرار گرفتی و از خانه مادری خود بیرون آمدی؛ انگار همین دیروز بود... "عزیزکم 9 ماه گذشت و چه زود گذشت" خندیدی... گریه کردی... چهار دست و پا رفتی... نشستی... دندون درآوردی... غذا خوردن رو آموختی... دست دسی کردی... ایستادی... بابا بابا و ماما ماما گفتی... چند قدم راه رفتی... چه زود داری بزرگ میشی عزیز دل مامان قربونت بررررررررررررررررررم ... ...
نویسنده :
مامان سمی
14:13




